تبلیغات
افسانه ی خون آشام ها - فصل اول - قسمت یکم : رایان میکشمت !!!

فصل اول - قسمت یکم : رایان میکشمت !!!

شنبه 2 شهریور 1392 06:39 ب.ظ

نویسنده : Caroline Forbs
سلاممم دوستان گلم .... چه خبرا ؟؟؟؟؟؟ خوش میگذره ؟؟؟؟؟ زود برین ادامه اولین قسمته داستانم رو آوردم ( کل داستان به زبون خودمه )
داشتم از خستگی میمردم .... دیگه بریده بودم .... فک کنم تا الان کل مسافت جنگل رو 10 20 دوری دور زدم ..... یه صدای خش خشی رو شنیدم ، به سرعت برگشتم ..... کلر از پشت درختا زود پرید تو بغلم .

کلر : وااای کرولاین تو زنده ای .... آه خدایا .... 
من : کلر ؟ کاترین کجاست ؟ 
کلر : نمیدونم ... مگه با تو نبود . 
من : نه ... از من جدا شد گفت میاد پیشه تو .
از پشت سر کاترین دوان دوان و گریه کنان دوید سمت ما .
من : کاترین ؟؟؟ چی شده ؟ جواب منو بده ؟؟؟
کاترین هق هق کنان : بردشون ..... م .....ا ...... مامان و بابا ...... رو ....... برد . 
من و کلر : کی ؟؟؟؟؟
کاترین : ر ...... ر ......... رایان 
من و کلر بهم نگاه کردیم و گفتیم : رایان ؟؟؟؟؟
من : من رایان رو میکشم .... من اینجا نمیمونم ، همینجوری وای نمیسم . 
کلر : نه خیر تو هیجا نمیری .... همینجاهم وای نمیسی .... در عوضش همگی با هم میریم . 
کاترین : نه ..... من نمیام . اصلا نمیخوام تیکه تیکم کنن . بیاین بریم پیشه عمو . حداقل اون بهمون کمک میکنه .... 
من : پاشیم بریم وسط کوه ؟؟؟؟ 
کلر و کاترین : آره 
من : ممممم ..... فکر خوبیه 
هممون راه افتادیم 


چطور بود ؟ 

قسمت بعدی رو حدس بزنید 

از کدوم قسمت بیشتر خوشتون اومد ؟؟؟




دیدگاه ها : قطره خون
آخرین ویرایش: شنبه 2 شهریور 1392 07:23 ب.ظ